مقاله اول (الگویی نه تنها برای زنان)

ممکن است کشاورز نمونه، نمونه کشاورزان، صنعتگر نمونه، نمونه صنعتگران، خطاط نمونه، نمونه خطاطان باشد، ولى انسان نمونه، نمونه ی همه انسانهاست واختصاصى به زن یا مرد ندارد.

در مقاله ی قبل به بررسی مقام همسر فرعون پرداختیم و در این مقاله ویژگی های "مریم مقدس " را مدنظر خواهیم گرفت :

خداوند پس از معرفى همسر فرعون به عنوان الگوى انسانهاى مؤمن در آیه ی بعد براى گرامی داشت مقام خاص مریم مى‏فرماید:

و مریم بنت عمران التی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا و صدقت‏بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین .(تحریم، 12)

ومریم دختر عمران را، که خود را پاکدامن نگاه داشت ودر او از روح خود دمیدم و او سخنان پروردگار خود وکتابهاى او را تصدیق کرد واز عبادت پیشگان بود.

یعنى

«و ضرب الله مثلا للذین آمنوا مریم ابنت عمران‏»

وچون مقام مریم، بالاتر از مقام زن فرعون بود ، لذا اینها را یکجا ذکر نکرد، بلکه در دو آیه جدا ذکر فرمود.

پس در ارزیابى مقام وکمالات مریم نقش مادر آن بانو را نباید فراموش کرد. گرچه در تربیت مریم‏سلام الله علیها حضرت زکریا نیز نقش داشت لیکن این امر در مرحله نهایى بود نه در پیدایش ابتدایى.

مادر این بانو لیاقت آن را داشت که مادر پیغمبر بزاید وآن خضوع را داشت که فرزندش را به معبد حق اهدا کند، واین که ذات اقدس اله این گوهر را پذیرفت، براى آن بود که مى‏دانست اگر به او فیض عطا نماید امین در حفظ فیض خواهد بود.

خدا به عده زیادى از مردان فضیلت داد ومى‏دانست که از عهده آن برنیامده وسرانجام رسوا خواهند شد واعطاى فضیلت‏به آنها فقط از باب:

معذرة الى ربکم(اعراف،164)

واتمام حجت‏بود لذا به آنها فضیلت داد، ولى سمت وماموریت نداد. زیرا کسى که در کار خود انحراف دارد، اگر ماموریت وسمتى پیدا کند به مبانى دین صدمه مى‏زند.

 

اینها نمونه‏هاى قرآنى است مبنى بر این که خدا مى‏داند که به چه کسى سمت‏بدهد، لذا فضیلت را مى‏دهد تا معلوم شود، که عده‏اى عمدا فضیلت را به رذیلت تبدیل مى‏کنند. چون ذات اقدس اله از درون وبرون همگان باخبر است.

مریم (س) ، گرچه او در بدو پیدایش، کودکى بیش نبود اما معلوم بود که اگر خدا به او فضیلت‏بدهد او در حفظش پایدار واستوار است. لذا در ابتداى زندگى، مادرى همچون زن عمران، سرپرستى او را به عهده داشت وبعد وقتى مى‏خواهد به نذر خود عمل کند، او را به معبد مى‏سپارد، واز آن به بعد است که:

و کفلها زکریا (آل عمران،137)

خدا زکریا را کفیل او قرار داد.

یعنى «جعل الله سبحانه وتعالى لزکریا کفیلا لها»، «کفل‏» در این جمله دو مفعول گرفته است «مکفل‏» خدا است وخداى متعال مریم را در تحت‏سرپرستى زکریا علیه السلام کفالت نمود «وکفلها زکریا» نه «تکفلها زکریا» زکریا علیه السلام متکفل نشد مگر به وحى الهى. این چنین نبود که قرعه خود به خود به نام زکریا علیه السلام بیفتد، لذا فرمود: اینها قرعه زدند وخیلى‏ها شیفته بودند که این کودک را سرپرستى کنند:

و ما کنت لدیهم اذ یختصمون ( آل عمران،44)

تو نزد آنان نبودى آنگاه که مجادله داشتند.

وبنا را بر قرعه نهادند اما قرعه بنام مبارک زکریا علیه السلام خورد، به خواست‏خدا قرعه به نام او در آمد.

و ما کنت لدیهم اذ یلقون اقلامهم ایهم یکفل مریم ( آل عمران،44)

تو نزد آنان نبودى آنگاه که قرعه انداختند تا کدام یک مریم را کفالت کند.

خدا مى‏فرماید: ما طورى برنامه را تنظیم کردیم که خود مکفل شویم وزکریا متکفل ومریم تحت کفالت‏باشد. واین در مرحله بقاء است که پرورش ورشد اوست وگرنه در بدو پیدایش ، وظهور وهجرت او از رحم به دامن، در سایه تربیت آن بانو بود.

 

در مقاله ی بعد به بررسی مقام " همسر ابراهیم خلیل(ع) " و بعد از آن دو نمونه ی ناشایست در قرآن را مورد بررسی قرار خواهیم داد .

منبع : tebyan.net