عشق همان هویت اصلی شماست
 
در آغاز تنها عشق بود . حتی زندگی و پیدایش شما بر روی این کره ی خاکی نیز برخاسته از عشق است . این عشق بوده است که در یک لحظه مرد و زنی را چنان به سوی هم جذب کرده است تا از تلفیق و اتحاد عاشقانه ی بدن آنها بذر شما متولد گردد ...

 هنگامی که آن بذر و دانه رشد کرد و شما آمادگی آن را داشتید که به این جهان گام بگذارید ، ورود خود را با تمامی شور و حالی که در اختیار داشتید به تمامی آنانکه در دور و بر شما بودند اعلام کردید . تا بر کسی شکی باقی نگذارید که حال دیگر از راه رسیده اید ! حتی بدن شما همواره از عشق مرتعش و لرزان است .
آیا هنگامی که قلب شما با وفاداری تمام بدون وقفه در تمامی طول بیست و چهار ساعت می تپد و زندگی را در رگ های شما به جریان می اندازد آیا می توان نام دیگری جز عشق بر روی آن نهاد . آیا هنگامی که شش های شما حتی هنگامی که خوابیده اید اکسیژن مورد نیاز شما را به طور متناوب به درون خون شما می دمند ، می توان نام دیگری جز عشق برایشان متصور شد . آیا عاشق تر از خون چیز دیگری را نیز سراغ دارید که با شتابزدگی تمام طول هزاران هزار گذرگاه کوچک و بزرگ ، مرئی و نامرئی را در سرتاسر بدن شما می پیماید تا زندگی و سرزندگی را به تمام بافت ها و اندام های شما برساند ؟
ممکن است چنین به نظر برسد که عشق و شور بدن شما در تلاش برای زنده نگه داشتن شما تنها یک پدیده ی بیولوژیکی باشد . اما این عشق که سلامت و خوشحالی همیشگی شما را تضمین می کند ، همان جوهره و ماهیت اصلی وجود شما ست آن هم نه تنها به لحاظ فیزیکی و جسمانی بلکه به لحاظ روحی و معنوی . عشق همان چیزی است که به شما امکان می دهد بارها و بارها متولد شوید . هر شروع دوباره ، هر رشد و تحول درونی و هر تغییر مسیری که همواره از عشق و نیاز و گرایش درونی آغاز شده باشد به سمت حقیقت ، خوشحالی ، خوشبختی و آزادی بیشتر است . هر بار که انتخاب می کنید تغییر پیدا کنید ، رشد کنید ، و بهتر از پیش شوید ، در واقع انتخاب کرده اید با آنچه برخاسته از آن هسته ی مرکزی وجود خویش است عمل کنید که آن نیز چیزی جز عشق نیست .
در سرتاسر طول زندگی باز همان عشق است که یگانه حامی و ناجی شماست . چرا که همان عشق است که شوق تعقیب رؤیاهایتان را در شما زنده نگه می دارد آن هم هنگامی که تقریبا همه به شما توصیه می کنند که دست از آنها بشویید . این همان عشق است که در جست و جو به دنبال همسر مطلوب یک دم نمی آساید ، آن هم هنگامی که حتی خودتان چندان نیز مطمئن نیستید او را بیابید . این همان عشق است که شما را در طی طریق به سوی خودکاوی و خودشناسی یک دم تنها نمی گذارد ، آن هم هنگامی که نمی دانید به کدامین سو روانید و در پی کدامین گمگشته اید . آری ، این همان عشق است که شما را نهایتابه سر منزل مقصود که ندای آن را همواره از اعماق دل و جان خود می شنیدید ، خواهد رساند.
منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران